پيشاپيش ميلاد امام حسين (ع) ، حضرت ابوالفضل (ع) ، امام زين العابدين (ع) را به همه شيعيان و دوستدارانشان تبريك می گويم .
همين طور روز جانباز بر تمام جانبازان عزيز و روز پاسدار بر تمام پاسداران اسلام گرامی باد .
امسال هيچ دقت كرده اید بيشتر اعياد و شهادت ها در روز جمعه بوده !
جمعه گذشته بخاطر دعای نازنين عزيزم توانستم بروم جای كه مدت زيادی بود نتوانسته بودم بروم !
جای كه بوی بهشت ميده ، بوی قدسيان ، بوی باران و بهشت .........
خودم هم نمی دانم چطور توانستم اين همه مدت نروم ، شايد بخاطر اين بود كه طلبيده نشده بودم !
ميخواهم يه پيشنهاد كنم به دوستان ، هروقت دلتون كربلا خواست ، هر وقت دلتون گرفت و خواستيد روی زمين نباشيد بريد بهشت زهرا ، واقعا ملكوتی در اونجا هست كه در هيچ جای اين زمين خاكی ديده نميشه ...........
اونجا آسمان خدا درش هميشه باز است و هميشه ليله الرغائب .......
دلم زيارت ميخواهد ، كاش آقا بطلبد و بروم جمكران و قم !
دلم باران ميخواهد ، از اون بارانهای كه خيس خيسم كنه !
دلم گريه ميخواهد ، از اون گريه هایی که با يه بغض گلوگير همراه باشه و باران چشمهایم به زودی بند نياید !
روزی مرد جوانی وسط شهریايستاده بود و ادعا ميكرد كه زيباترين قلب را درتمام آن منطقه دارد . جمعيت زياد جمع شدند ، قلب او كاملا سالم بود و هيچ خدشه ای بر آن وارد نشده بود و همه تصديق ميكردند كه قلب او به راستی زيباترين قلبی است كه تاكنون ديده اند ، مرد جوان با كمال افتخار با صدایی بلند به تعريف قلب خود پرداخت .
ناگهان پيرمردی جلو آمد و گفت : " قلب تو به زيبايی قلب من نيست .
مرد جوان و ديگران با تعجب به قلب پيرمرد نگاه كردند قلب او با قدرت تمام میتپيد اما پر از زخم بود ، قسمتهای از قلب او برداشته شده و تكه هايی جايگزين آن شده بود و آنها به راستی جاهایخالی را به خوبی پر نكرده بودند ، برای همين گوشه هايی دندانه دندانه در آن ديده ميشد ، در بعضینقاط شيارهای عميقی وجود داشت كه هيچ تكه ای آن را پر نكرده بود ، مردم كه به قلب پيرمرد خيره شده بودند با خود میگفتند كه چطور او ادعا میكند كه زيباترين قلب را دارد ؟
مرد جوان به پيرمرد اشاره كرد و گفت :
تو حتما شوخی ميكنی ، قلب خود را با قلب من مقايسه كن قلب تو فقط مشتی زخم و بريدگی و خراش است .
پيرمرد گفت :
درست است ، قلب تو سالم به نظر می رسد اما من هرگز قلب خود را با قلب تو عوض نمی كنم .
هرزخمی نشانگر انسانی است كه من عشقم را به او داده ام ، من بخشیاز قلبم را جدا كرده ام و به او بخشيده ام .
گاهی او هم بخشی از قلب خود را به من داده است كه به جای آن تكه ای كه بخشيده شده قرار
داده ام ، اما چون اين دو عين هم نبوده اند گوشه هايی دندانه دندانه در قلبم وجود دارد كه برايم عزيزند ، چرا كه يادآورد عشق ميان دو انسان هستند .
بعضی وقتها بخشی از قلبم را به كسانی بخشيده ام اما آنها چيزی از قلبشان را به من نداده اند .
اينها همين شيارهای عميق هستند ، گرچه دردآور هستند اما يادآور عشقی هستند كه داشته ام . اميدوارم كه آنها هم روزی باز گردند و اين شيارهای عميق را با قطعه ای كه من در انتظارش بوده ام پر كنند . پس حالا می بينی كه زيبايی واقعیچيست !؟
مرد جوان بی هيچ سخنی ايستاد ، در حالیكه اشك از گونه هايش سرازير ميشد به سمت پيرمرد رفت و از قلب جوان وسالم خود قطعه ای بيرون آورد و با دستهای لرزان به پيرمرد تقديم كرد .
پيرمرد آن را گرفت و در گوشه ای از قلبش جای داد و بخشیاز قلب پر و زخمی خود را به جای قلب مرد جوان گذاشت .
مرد جوان به قلبش نگاه كرد ، ديگر سالم نبود ، اما از هميشه زيباتر بود زيرا كه عشق از قلب پيرمرد به قلب او نفوذ كرده بود ...

گفتم كه رفتنت يه روز قاب دلم رو ميشكنه
گفتی كه اين بخت توبود تقدير تو شكستنه
هروقت كه بارون ميزنه تو رو كنارم می بينم
حس ميكنم پيش منی هنوزم عاشق ترينم
گفتم بمون اون روز مياد غصه هامون تموم بشه
گفتی اگه باهام باشی لحظه هامون حروم ميشه
وقتی رفتی همه دنيا رو سرم انگاری خراب شد و دلم شكست
دل من زانوی غم بغل گرفت رفت و كزكرد گوشه ی اتاق نشست
از وقتی رفتی هيچ كسی همدردو همرازم نشد
هيچ كسی حتی يه دفعه هم غصه سازم نشد
رفتی ولی بدون هنوز عاشقتم تا پای جون
دل بهاريم عاشقه چه تو بهار چه تو خزون
هروقت كه بارون ميزنه تو رو كنارم می بينم
حس ميكنم پيش منی هنوزم عاشق ترينم
نوشته شده توسط م.ن در پنجشنبه بیست و پنجم مرداد 1386 ساعت 1:26 موضوع دلم ميخواد خودت بيای ببينی / ... | لینک ثابت
آخرین دلتنگيهايم
الا به ذكر الله تطمئن القلوب

ای صميمی ای دوست !
گاه ، بيگاه
لب پنجره خاطره ام می آيی
ای قديمی ، ای خوب
تو مرا ياد كنی يا نكنی
من به يادت هستم
آرزوهايم همه سرسبزی توست
دايم از خنده لبانت لبريز
دامنت پرگل باد
...
قرار بود نامه ام رنگ درد
نگيرد كه گرفت !
قرار بود نامه ام رنگ گلايه
نگيرد كه گرفت !
كسینيست بگويد به جای
نوشتن نامه :
عشق بورز ...
عزيز دلم :
منتظر آن دمم كه نگاهم كنی
و ثانيه ها به احترام نگاهت
بايستد لااقل
......
بگذار بنويسم به يك بار نوشتنش
كه می ارزد .
من هيچ وقت به وعده هايم
وفادار نبودم ، ميدانم .
يا ياريم كن كه برای تو باشم
يا برای هميشه نامم را از دفتر
مدعيان عشقت خط بزن .
" همين "
ببخش
دوباره تند رفتم !
تند رفتم !
عزيز دلم :
دوباره از نو می نويسم
از نو می نويسم ...
" سلام "
...
فهرست اصلی
دلتنگيهايم
الله لااله الا هوالحی القيوم
تمام ناتمام ها !
بهترين بهانه ام
بهارك
كتاب دلم
پروردگارا ! مهربانا ! بی همانندا !
دلك ساده
آسمان دلم
شيرينی ديدارت
دلم ميخواد خودت بيای ببينی / ...
چشمان خسته ام انتظار آمدنت را میكشند !
بياييد غنچه ی لبخند را ...
" نگذار زنجير عشق به تو ختم شود ..."
روز میلاد عشق
خانه ابريست خدايا رمضان را چه كنم !
" عاشقان عيدتان مبارك "
ناب ترين شعر زمان
آسمان لبريز عشق بود و من لبريز آسمان
شبگرد راه درازی شده ام !
هان ، به كجا می كشانی ام نازنين !
عنوانش با تو ...
از اینجا تا کربلا + لبیک + شهادت
ديوانه كرد آرزوی وصل او مرا !
خيال خال تو با خود به خاك خواهم برد
دوستان گرانقدر
دوستان گرانقدر و سايتها
يادگاريها
طراح قالب
POWERED BY