شبهای عزيزی در پيش داريم و همين طور شبی را گذرانديم كه شب آرزوها بود ..........

" ليله الرغائب "

 

خيليها تصميم گرفتند در شبهای اعتكاف شركت كنند و خوش بحال كسانی‌ كه در اين شبها دست پر از مکانی که در آن حضور دارند بیرون می آیند .

انشاءالله تموم دوستان و عزيزانشون را هم فراموش نكنند و دعای خيرشان همراهمان باشد .

 

خداوندا !

هرگز به حال خود رهايمان نكن و دستهای به سويت دراز شده را پربار برگردان .

" آمين "

 

دلم می خواد تا می‌تونم بهت نزديك بشم ، انقدر نزديك كه در حيرت بمونم ...

عشق به تو برام بهترين هديه بهترين آرزو و بهترين بهترينهاست ...

ياريم كن ...

 

سربه محراب تو سايد شرمگين مردی گنه آلود

ای خدا بشنو نوای بنده ای آلوده دامان را

غمگسارا ! سينه ام از غم گرانبارست

مهربانا ! خلوتم ازگريه لبريزست

ای‌خدا ! تنها تو می بينی به جانم اشك پنهان را

 

پاك يزدانا ! با همه آلوده دامانی

روح من پاكست و ذوق بندگی دارم

گر ز يانمندم به عمری از گنكهاری

در كفم سرمايه ی شرمندگی دارم

 

ای‌چراغ شام تار بينوايان !

در كوير تيرگی ها رهنوردی پير و رنجورم

ديده ام  هرسو كه می چرخد ، نشان از كورسويی نيست

سينه مالان می‌خزم برخار و خارا سنگ اين وادی

می زنم فرياد ، اما ضجه ام را بازگويی ‌نيست

 

ايزدا ! پاك آفرينا ! بی همانندا !

جان پاكم سوی تو پر می كشد چون مرغ دست آموز

آنكه می‌پيچد به پای جان من ، ابليس نادانيست

راز پوشا ! من سيه رويی پشيمانم

هر سرموی سياهم آيه ی شام سيه روييست

 

زندگی بخشا !

هر زمان از مرگ يادآرم

بندبند استخوانم می كشد فرياد از وحشت

ز آنكه جز آلودگی ره توشه يی در عمق جانم نيست

وای اگر با اين تهيدستی به درگاه تو روی آرم

گر تهيدست و گنهكارم ، پشيمانم

جز زبان اشك خلجت ، ترجمانم نيست

 

روز و شب دست دعا برآسمان دارم

تابباری بر كوير جان من باران رحمت را

من تو را می خواهم از تو ای همه خوبی !

عشق خود را در دلم بيدار كن نه شوق جنّت را

 

ای خدای كهكشانها !

تا ببينم در سكوتی سرد و سنگين آسمانت را

نيمه شبها ديده می‌دوزم به اخترهای نورانی

تا ديار كهكشانها می‌پرم با بال انديشه

ليك من می مانم و انديشه و اقليم حيرانی

 

در درون جان من باغی زتوحيد است ، اما حيف

گلبُنانش از غبار معصيت ها سخت پژمرده است

وز سموم بس گنه ، اين باغ ، افسرده است

تا بشويد گرد را از چهره ی اين باغ

برسرم گسترده كن ای مهربان ! ابر هدايت را

تا نخشكد بوستان جان من در آتش غفلت

برمگير از پهندشت خاطرم چتر عنايت را

 

كرد گارا !

گفتگوی با تو عطرآگين كند موج نفس ها را

آنچه خرم ميكند گلزار دل را ، گفتگو با توست

نميه شبها دوست ميدارم به درگاهت نيايش را

نُدبه ی من می دواند بر رخم باران اشك شرم

تا بدين باران ، شكوفاتر كند باغ ستايش را

 

ای سخن را زندگی از تو !

من به جام شعر خود ريزم شراب واژه ها را ، گرم

تا ببخشم مستی پاكی به جان بندگان تو

بی نيازا ! شرمگين مردی تهی دستم

آنچه دارم در كف لرزنده ، شعر "اشك پيوند" است

من چه آرم غير شعر و اشك خود بر آستان تو ؟

 

سر به محراب تو سايد شرمگين مردی گنه آلود

ای خدا ! بشنو نوای بنده يی آلوده دامان را

غمگسارا ! سينه ام از غم گرانبارست

مهربانا ! خلوتم از گريه لبريزست

ای خدا ! تنها تو می بينی به جانم اشك پنهان را

خدايا دريابم ...

ميلاد امام اول ، امام پاكيها و محبتها اميرالمومنين عليه السلام نزديك است ، ميلاد تمام خوبيها

و پدران بزرگوار ، اين خجسته ميلاد را پيشاپيش تبريك و تهنيت عرض ميكنم به تمام دوستان و

عزيزان و سروران گرانقدر .

 

از یکی از دوستان شنیدم که يک فرشته كوچولوی  1 سال و 3 ماه واسه زيارت خونه ی خدا رفته و مثل تمام آدم بزرگا لباس احرام پوشيده و طواف خانه ی خدا را انجام داده و خوش بحال اين فرشته كوچولو .......

 

كاش می توانستيم انقدر پاك باشيم كه ..........

يا رب العالمين


 

نوشته شده توسط م.ن در شنبه سی ام تیر 1386 ساعت 18:29 موضوع پروردگارا ! مهربانا ! بی همانندا ! | لینک ثابت