اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ
فيها طَويلاً

ببوسم خاك پاك جمكران را
تجلی خانهء پيغمبران را
خبر آمد خبری در راه است
سرخوش آن دل كه از آن آگاه است
شايد اين جمعه بيايد ،شايد
پرده ازچهره گشايد ،شايد
........
الله لااله الا هوالحی القيوم
خدایم ! خدای آسمانها و زمين تا هستم و خواهم بود می ستايمت ، تاهميشه و برای هميشه ...
" ياعلی "

پيش از اينت بيش از انديشه ی عشاق بود
مهر ورزی تو با ما شهره ی آفاق بود
ياد باد آن صحبت شبها كه با نوشين لبان
بحث سر عشق و ذكر حلقه ی عشاق بود
پيش ازين كاين سقف سبز و طاق مينا بر كشند
منظر چشم مرا ابروی جانان طاق بود
از دم صبح ازل تا آخر شام ابد
دوستی و مهر بر يك عهد و يك ميثاق بود
سايه ی معشوق اگر افتاد بر عاشق چه شد
ما به او محتاج بوديم او به ما مشتاق بود
حسن مهرويان مجلس گر چه دل می برد و دين
بحث ما در لطف طبع و خوبی اخلاق بود
بر در شاهم گدايی نكته ای در كار كرد
گفت بر هر خوان كه بنشستم خدا رزّاق بود
رشته ی تسبيح اگر بگسست معذورم بدار
دستم اندر ساعد ساقی سيمين ساق بود
در شب قدر ارصبوحی كرده ام عيبم مكن
سر خوش آمد يار و جامی بر كنار طاق بود
شعر حافظ در زمان آدم اندر باغ خلد
دفتر نسرين و گل را زينت اوراق بود
"حافظ"
نوشته شده توسط م.ن در شنبه بیست و پنجم فروردین 1386 ساعت 23:40 موضوع الله لااله الا هوالحی القيوم | لینک ثابت
آخرین دلتنگيهايم
الا به ذكر الله تطمئن القلوب

ای صميمی ای دوست !
گاه ، بيگاه
لب پنجره خاطره ام می آيی
ای قديمی ، ای خوب
تو مرا ياد كنی يا نكنی
من به يادت هستم
آرزوهايم همه سرسبزی توست
دايم از خنده لبانت لبريز
دامنت پرگل باد
...
قرار بود نامه ام رنگ درد
نگيرد كه گرفت !
قرار بود نامه ام رنگ گلايه
نگيرد كه گرفت !
كسینيست بگويد به جای
نوشتن نامه :
عشق بورز ...
عزيز دلم :
منتظر آن دمم كه نگاهم كنی
و ثانيه ها به احترام نگاهت
بايستد لااقل
......
بگذار بنويسم به يك بار نوشتنش
كه می ارزد .
من هيچ وقت به وعده هايم
وفادار نبودم ، ميدانم .
يا ياريم كن كه برای تو باشم
يا برای هميشه نامم را از دفتر
مدعيان عشقت خط بزن .
" همين "
ببخش
دوباره تند رفتم !
تند رفتم !
عزيز دلم :
دوباره از نو می نويسم
از نو می نويسم ...
" سلام "
...
فهرست اصلی
دلتنگيهايم
الله لااله الا هوالحی القيوم
تمام ناتمام ها !
بهترين بهانه ام
بهارك
كتاب دلم
پروردگارا ! مهربانا ! بی همانندا !
دلك ساده
آسمان دلم
شيرينی ديدارت
دلم ميخواد خودت بيای ببينی / ...
چشمان خسته ام انتظار آمدنت را میكشند !
بياييد غنچه ی لبخند را ...
" نگذار زنجير عشق به تو ختم شود ..."
روز میلاد عشق
خانه ابريست خدايا رمضان را چه كنم !
" عاشقان عيدتان مبارك "
ناب ترين شعر زمان
آسمان لبريز عشق بود و من لبريز آسمان
شبگرد راه درازی شده ام !
هان ، به كجا می كشانی ام نازنين !
عنوانش با تو ...
از اینجا تا کربلا + لبیک + شهادت
ديوانه كرد آرزوی وصل او مرا !
خيال خال تو با خود به خاك خواهم برد
دوستان گرانقدر
دوستان گرانقدر و سايتها
يادگاريها
طراح قالب
POWERED BY