شهر و رمضان الذی انزل فيه القرآن
ماه رمضان ، ماه شكوفائی عشق خداوند بر عالم خلقت بر شما مبارك .
كاش در اين رمضان لايق ديدار شويم / سحری با نظر لطف تو بيدار شويم
كاش منت بگذاری به سرم مهدی جان / تا كه همسفره ی تو لحظه ديدار شويم
***
چقدر زمان زود ميگذرد ! به سرعت يه باد پاييزی !
اميدوارم اين ماه عزيز و پر بركت برايم به زودی تمام نشود !
در اين ماه عزيز دوستان را از دعای خيرتان فراموش نكنيد !
" التماس دعا "
پاييز هم در راه است ، فصل آب و آتش ، فصل مهر و عشق
دلم برای باران و نم نم قطره هایش كه روی صورتم ريخته می شد تنگ شده است !
پاييز با تمام دلتنگیهایی كه با خودش می آورد ولی فصل شيرين و قشنگيه برايم . دوستش دارم .
***
يك روز بعدازظهر وقتی اسميت داشت از كار بر ميگشت خانه ، سر راه زن مسنی را ديد كه ماشينش
خراب شده و ترسان توی برف ايستاده بود .
اون زن برایاو دست تكان داد تا متوقف شود . اسميت ايستاد و پياده شد و خودشو معرفی كرد و
گفت : من اومدم كمكتون كنم . زن گفت : صدها ماشين از جلوی من رد شدند ولیكسی نايستاد
اين واقعا لطف شماست .
وقتی كه اسميت لاستيك را عوض كرد و درب صندوق عقب رو بست و آماده رفتن شد . زن پرسيد :
من چقدر بايد بپردازم ؟ و او به زن چنين گفت : " شما هيچ بدهی به من نداريد ، من هم در اين چنين شرايطی بوده ام و روزی يك نفر هم به من كمك كرد ، همونطور كه من به شما كمك كردم ، اگر واقعا میخواهی كه بدهيت رو به من بپردازی ، بايد اين كا رو بكنی . "نگذار زنجير عشق به تو ختم بشه!" "
چند مايل جلوتر زن كافه ی كوچكی رو ديد و رفت تو تا چيزی بخوره و بعد راهشو ادامه بده ولی نتونست بیتوجه از لبخند شيرين زن پيشخدمتی بگذره كه میبايست هشت ماهه باردار باشه و از خستگی روی پا بند نبود .
او داستان زندگی پيشخدمت رو نمیدونست و احتمالا هيچ گاه هم نخواهد فهميد .
وقتیكه پيشخدمت رفت تا بقيه صد دلارشو بياره ، زن از در بيرون رفته بود .
در حاليكه بر روی دستمال سفره يادداشتی رو باقیگذاشته بود .
وقتی پيشخدمت نوشته زن رو خوند اشك در چشمانش جمع شده بود .
در يادداشت چنين نوشته بود :
" شما هيچ بدهیبه من نداريد . من هم در اين چنين شرايطی بوده ام و روزیيك نفر به من كمك كرد همونطور كه من به شما كمك كردم . اگر تو واقعا میخواهی كه بدهيت رو به من بپردازی بايد اين كار رو بكنی . "نگذار زنجير عشق به تو ختم شود !" "
همان شب وقتیزن پيشخدمت از سر كار به خونه رفت در حاليكه به اون پول و يادداشت زن فكر ميكرد به شوهرش گفت : " دوستت دارم اسميت ، همه چيز داره درست ميشه ! "

پ.ن :
" امن یجیب المضطر اذا دعاه و یکشف السوء "
از تمام دوستان عزیزم میخواهم که برای سلامتی عزيزان جانباز دعا بفرمايند .
***
شب است و شاهد و شمع و شراب و شيرينی
غنيمت است چنين شب كه دوستان بينی
نوشته شده توسط م.ن در جمعه بیست و سوم شهریور 1386 ساعت 13:58 موضوع " نگذار زنجير عشق به تو ختم شود ..." | لینک ثابت
آخرین دلتنگيهايم
الا به ذكر الله تطمئن القلوب

ای صميمی ای دوست !
گاه ، بيگاه
لب پنجره خاطره ام می آيی
ای قديمی ، ای خوب
تو مرا ياد كنی يا نكنی
من به يادت هستم
آرزوهايم همه سرسبزی توست
دايم از خنده لبانت لبريز
دامنت پرگل باد
...
قرار بود نامه ام رنگ درد
نگيرد كه گرفت !
قرار بود نامه ام رنگ گلايه
نگيرد كه گرفت !
كسینيست بگويد به جای
نوشتن نامه :
عشق بورز ...
عزيز دلم :
منتظر آن دمم كه نگاهم كنی
و ثانيه ها به احترام نگاهت
بايستد لااقل
......
بگذار بنويسم به يك بار نوشتنش
كه می ارزد .
من هيچ وقت به وعده هايم
وفادار نبودم ، ميدانم .
يا ياريم كن كه برای تو باشم
يا برای هميشه نامم را از دفتر
مدعيان عشقت خط بزن .
" همين "
ببخش
دوباره تند رفتم !
تند رفتم !
عزيز دلم :
دوباره از نو می نويسم
از نو می نويسم ...
" سلام "
...
فهرست اصلی
دلتنگيهايم
الله لااله الا هوالحی القيوم
تمام ناتمام ها !
بهترين بهانه ام
بهارك
كتاب دلم
پروردگارا ! مهربانا ! بی همانندا !
دلك ساده
آسمان دلم
شيرينی ديدارت
دلم ميخواد خودت بيای ببينی / ...
چشمان خسته ام انتظار آمدنت را میكشند !
بياييد غنچه ی لبخند را ...
" نگذار زنجير عشق به تو ختم شود ..."
روز میلاد عشق
خانه ابريست خدايا رمضان را چه كنم !
" عاشقان عيدتان مبارك "
ناب ترين شعر زمان
آسمان لبريز عشق بود و من لبريز آسمان
شبگرد راه درازی شده ام !
هان ، به كجا می كشانی ام نازنين !
عنوانش با تو ...
از اینجا تا کربلا + لبیک + شهادت
ديوانه كرد آرزوی وصل او مرا !
خيال خال تو با خود به خاك خواهم برد
دوستان گرانقدر
دوستان گرانقدر و سايتها
يادگاريها
طراح قالب
POWERED BY